نایت اسکین

آسمان را بنگر که هنوز بعد صد ها شب وروز

مثل آن روز نخست گرم و آبي و پر از مهر به ما مي خندد

يا زميني كه دلش زسردي شبهاي خزان نه شكست و نه گرفت

بلكه از عاطفه سرشار شد و نفسي از سر اميد كشيد

و در آغاز بهار دشتي از ياس سپيد زير پاهامان ريخت

تا بگويد كه هنوز پر امنيت احساس خداست

ماه من دل به غم دادن و از ياس سخن ها گفتن

كار آنها نيست كه  خدا  را دارند ...

غم و اندوه اگر هم روزی مثل باران بارید یا دل شیشه ای ات از لب پنجره عشق زمین خورد وشکست

با نگاهت به  خدا چتر شادی وا کن

وبگو با دل خود که

خدا هست هنوز ...